تبليغاتX
.:.:..بيا تو لو تي..:.:.

.:.:..بيا تو لو تي..:.:.

>>تيك تيك ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست اما دوستي ها هيچگاه نمي ميرند<<

.....!!!

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:48  توسط علی  | 

اشک...

اشکهای یخیمو پاک کن

                                 در ای قلبتو وا کن

      صدای قلبمو بشنو            من چه کردم با دل تو

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 3:26  توسط علی  | 

نارفیق....

 

یادته یه روزبهم گفتی:هروقت خواستی گریه کنی بروزیربارون که نکنه نامردی اشکهاتوببینه وبهت بخنده گفتم:اگه بارون نباره چی؟ گفتی:اگه چشمهای قشنگ توبباره آسمون هم گریه اش می گیره. گفتم: یه خواهشی ازت دارم.می شه تنهام نذاری؟گفتی:به چشم نازنینم.اماحالادارم گریه می کنم ولی آسمون نمی باره تو ام اون دور وایستادی وبهم می خندی. اینم تقدیم به نارفیق خودم...

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 15:30  توسط علی  | 

معبود من

من در بهترين زمانه هستي زندگي ميكنم .در نزديكترين لايه هاي هوا به آسمان .معبود من علت العلل نيست خالق هستي وآسمان و اقيانوس هاي شگفت انگيز هم نيست (و صد البته كه تمام اينها هم هست )..من بهشت و جهنم را نميشناسم .معبود من فقط عشق است .نياز و تمانايي كه باتمام وجود در درون من مي جوشد .نقص..درد ..سر در گمي وحيرتي كه وقتي از او خالي ام مرا در خود ميپيچد و زمين گيرم ميكند .من براي زيستن به او نيازمندم بيشتر از هوا و آب.من به او نيازمندم براي هلاك نشدن ار درد تنهايي زمين
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 14:51  توسط علی  | 

زهر نگارا...

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 23:51  توسط علی  | 

دوست داشتن!!!

مرداب برای بدست اوردن نیلوفر سالها می خوابه تا ارامش نیلوفر به هم نخوره

پس اگه کسی رو دوست داری برای داشتنش  سالها صبر کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 13:58  توسط علی  | 

عشق

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر              عشق یعنی سجده های چشم تر

عشق یعنی بیستون کندن به دست          عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی سر به دار آویختن                  عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی قطعه شعری ناتمام               عشق یعنی بهترین حسن ختام

عشق از هر لوحه ای مانا تر است             خط سرخ عاشقان خوانا تر است

یادت باشه، بهت بگم، يادت نره، يادت باشه، يادت بياد،

                                                              دوستت دارم خيلی زياد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 1:11  توسط علی  | 

عشق؟؟؟!!!

 

به ابرگفتم عشق چیست؟ بارید .......به بادگفتم عشق چیست؟ وزید .......به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید ........به گل گفتم عشق چیست؟ پرپرشد ....به انسان گفتم عشق چیست؟ اشک از دیدگانش جاري شدوگفت :دیوانگیست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 19:23  توسط علی  | 

مادرم...

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 4:6  توسط علی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 16:20  توسط علی  | 

برای همه ی عاشقا ...

گل تبسم عشقی، به باغ لب ها نیست **** زلال ناز نگاهی، به چشم شهلا نیست

به ساز زخمه ی جان، آرزو نمی رقصد **** به جام دیده ی دل، پرتو تمنا نیست

تبی به سینه ی من، عشق کس نمی ریزد **** در این دیار، کسی را مقام لیلا نیست

خراب باده ی چشمی، کجا شوم، ای دل؟ **** که طبع سرکش ما را، نگاه گیرا نیست

به یاد بوسه، لبم مانده همچو غنچه ی خشک **** به تشنه کامی من، لاله ای به صحرا نیست

ز پیر چنگی عشقم، شکسته چنگ مراد **** نوازشی به دل از نغمه ی نکیسا نیست

دگر ز نوش لبی، جرعه ای نمی نوشم **** که التهاب هوس ریز دل، به لب ها نیست

به مزرع دل من، داغ لاله آویزی **** به جان عاشق من، شعله ای سراپا نیست

به شهر مرده دلان، پا نهاده ای شیدا **** که بر درخت محبت، شکوفه پیدا نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 16:17  توسط علی  | 

وقت نتوانستی گناه و اشتباه کسی را ببخشی بدان از بزرگی

گناه او نیست! بلکه از کوچکی قلب توست!!!!!

دانم که به دل دوستم نداری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 16:3  توسط علی  | 

كه دلت مي شكنم

 

ولي اي مهر فراوان در تو

 

به نفسهاي تو من بيمارم

 

نفست گر زهوايم برود

 

آنچه بيشتر انسان را به نوشتن وا مي دارد شكستن سكوتي است كه

 

مانند سكوت پس از يك جنايت تمام قدمها و نگاهها را به تسخير خود

 

در مي آورد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 16:1  توسط علی  | 

اس اس قهرمان

ابی های عزیز برای دیدن افتخارات تیم محبوبتان به ادامه مطلب برین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 10:45  توسط علی  | 

سینوزیت معنوی

بار خدایا!!!

       میدونی سینوزیت معنوی چیه؟ نه نمیدونی ...

ادم گاهی  یه چیزی رو  می شنوه ولی باور نمیکنه ...

            گاهی باور میکنه ولی عمل نمیکنه...

                    گاهی عمل میکنه ولی از یه دید دیگه

میخوام اینو بگم که ادم وقتی یه کاری میکنه  یا  از روی علاقه و اراده است یا بی حوصلگی یا اجبار

مثلا نماز خوندن که بیشتر ادما به راحتی ازش رد میشن یا میخونن بدون هدف ....

چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                واقعا یه سواله!!!     اینو میذارم که شما وقت زیادی دارید جواب بدید

  ما رو بی جواب  نذارین    ممنون میشم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 10:35  توسط علی  | 

روشنتر از خاموشی!!!

یاد رویش نه چراغی است که خاموش کنند
نمکی نیست لب او که فراموش کنند
نکند باده روشن ته خرد های ضعیف
آنچه چشمان سیه مست تو باهوش کنند
نیست ممکن که به معراج اجابت نرسد
هر دعایی که در ان صبح بنا گوش کنند
عشق بالا تر از آن است که پنهان گردد
شعله رعنا تر از ان است که خس پوش کنند
مست آیند به صحرای قیامت -صائب-
خلق اگر از ته دل فکر تو را گوش کنند
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 15:21  توسط علی  | 

اگر غفلت نهان در سنگ خارا میکند ما را
جوانمرد است درد عشق پیدا میکند مارا
ندارد صرفه ای ایینه ما را جلا دادن
شود رسوای عالم هرکه رسوا میکند مارا
تماشای بساط زود سیر عالم امکان
نظر پوشیدنی دارد که بینا میکند مارا
اگر چون قطره در دریای کثرت راه ما افتد
خیال دور گرد یار تنها میکند مارا
کدامین غبن از این افزون بود ما بی نیازان را ؟
که چرخ بی بصیرت خرج دنیا میکند مارا
زچشم بد خدا ان چشم میگون رانگه دارد
که در هر گردشی مست تماشا میکند ما را
همین عشقی که روز ما از او شب شداگر خواهد
به داغی آفتاب عالم آرا میکند مارا
چنین معلوم شد از گوشمال آسمان -صائب
که بهر محفل دیگر مهیا میکند مارا
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 15:39  توسط علی  | 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:58  توسط علی  | 

 ازم پرسيد بخاطر کي زنده هستي؟ با اينکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم: "بخاطر هيچکس". پرسيد: پس بخاطر چي زنده هستي؟ با اينکه دلم داد ميزد "به خاطر دل تو"، با يه بغض غمگين بهش گفتم: "بخاطر هيچي". ازش پرسيدم: تو بخاطر چي زنده هستي؟ در حاليکه اشک تو چشمش جمع شده بود، گفت: بخاطر کسي که بخاطر هيچ زندست...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 14:55  توسط علی  | 

تنهام نذار؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 18:34  توسط علی  | 

نارو...

زندگي قشنگه اگه با تو باشه...

                                      مرگ قشنگه اگه براي تو باشه...

                  دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه...                   من قشنگم اگه با تو باشم!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 16:39  توسط علی  | 

...دوست دارم به خاطر...

اگرجشمان من دریاست تویی فانوس شب هایش

 

                   اگرحرفی زدم ازعشق تویی مفهوم ومعنایش...

 

 

        زندگی رادوست دارم به خاطرغوغایش

 

        مرگ رادوست دارم به خاطرسکوتش

 

        گل را دوست دارم  به خاطر لطافتش

 

        بلبل رادوست دارم به خاطرنوای زیبایش

 

        شمع رادوست دارم به خاطرعاشقانه سوختنش

 

        تورادوست دارم به خاطرتو

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 15:48  توسط علی  | 

...افتاده ایم

ما در این وحشت سرا آتش عنان افتاده ایم
عکس خورشیدیم در آب روان افتاده ایم
تا نظر واکرده ای از یکدگر پاشیده ایم
پیش پای ماه چون فرش کتان افتاده ایم
نه سر انجام اقامت نه امید بازگشت
مرغ بی بال و پریم از آشیان افتاده ایم
سخت جانی بر دل ما کار مشکل کرده است
همچو پیکان در طلسم استخوان افتاده ایم
بر نمی دارد عمارت این زمین شو ره زار
ما عبث در فکر تعمیر جهان افتاده ایم
می شود آسوده از نشو و نمو تخمی که سوخت
ما ز دوزخ در بهشت جاودان افتاده ایم
چهره آشفته حالان نامه وا کرده ایست
گر چه ما در عرض مطلب بی زبان افتاده ایم
کجروی در کیش ما کفر است -صائب !-همچو تیر
از چه دایم در کشاکش چون کمان افتاده ایم؟؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 15:22  توسط علی  |